تبليغاتX
باشگاه کوهنوردی و سنگ نوردی پیوند سیز - بهترین عکس های سال 2005

پنجشنبه 3 فروردین1385

بهترین عکس های سال 2005

Banff Mountain Photography Competition۲۰۰۵

نشانهای نمازگزاران تبتی در ساحل بزرگترین دریاچه آبهای شور دنیا در گراند پرایز.
مید نورتن Mead Norton عکاس آزاد در مسابقه ی عکاسی کوهستان Baff این عکس را چنین مینامد : پشکش نمازگزاران در ساحل دریاچه تام تسو ، تبت .


هر سال هزاران نمازگزار از تبت ، چین و کشورهای دیگر به این سفر طولانی می آیند . به خواست بودا نماز میخوانند و دعا میکنند و نشاههای پارچه ای وابریشم را در کنار ساحل می آویزند .
نورتن می گوید : آنها معتقدند که باد نشانهای آنها را میبیند و وقتی آنها را با خود ببرد به معنی رهایی و آزادی آنهاست .

سازمان کوهستان Baff به منظور حفظ و ترویج فرهنگ کوهستان این مسابقه را در 5 عنوان مختلف برپا کرده است : مخاطره در کوهستان ، فر هنگ کوهستان ، محیط کوهستان ، گونه های گیاهی و جانوری در کوهستان و چشم انداز کوهستان .

Best Photo - Mountain Adventure
بهترین عکس مخاطره در کوهستان

                 
متچ تولودرMitch Toelderer  در حال پرش از روی صخره توسط پیتر ماتیسPeter Mathis  از استرالیا
پیتر می گوید : " نزدیک ماه ژانویه میچ و من با همدیگر صخره را و میشناختیم . البته حالا برف سنگینی اونو پو شو نده بود . میچ صخره را چک کرد وبعد با تخته پرش سقوط را انجام داد .
ژانویه به خاطر ارتفاع خورشید  بهترین فرصت برای گرفتن این عکسهاست . در فوریه خورشید بالاتره و در پس زمینه به اندازه کافی سایه نیست

 


 
   

کوهستان

                       

داستی دمرسون   Dusty Demerson از Colorado
" من شیفته بازی نور وسایه بین جنگل و برفی که تازه آمده بود شدم . بیشتر دره ها از درختهای انبوه پوشیده شده بود . تا بالاخره من سرو جوان خودم را پیدا کردم ."
 
 
Best Photo—Mountain Landscape
بهترین عکس چشم انداز کوهستان

 

پیتر ماتیس Peter Mathis از استرالیا
" بعد از یک برف سنگین در دسامبر من بدنبال راهنمای اسکی میگشتم . حدودا 50 سانتیمتر برف باریده بود از گوشه ای من تپه های کوچک را دیدم درجه حرارت پایین بود و دانه های برف کریستالی شده بودند و منظره بسیار جالبی بوجود آمده بود .
منباره به آنجا برگشتم اما هیچوقت دیگر آن منظره را ندیدم . "  

 


   صخره ، شعری از بابک قادری   

هجوم باد

کهن و منقوش دست ویرانگر زمان

ماوای مرغان طوفان و کودکانشان

و نظاره گر طوفانی که در پیش است

آسمان گرفته و سیاه

شعله های خشمش هوا را می شکافد

غرشش فزون بر صدای امواج, این فرزندان جدا مانده اش

قایقی ناگذیر از  تلاطم آب  و هراسان در پی مفر

و پرندگانی آشفته و اسیر در چنگال باد

بوته های مفلوک رقصان طوفانند

این میان صخره همچنان استوار و خاموش بیننده حوادث آشنا

شاهد سالیان سال  خشم آسمان

کینه ای به قدمت پیدایش دریا که فرزندان آسمان را اسیر خود کرد

او به دنبال انتقام  فرزندانش می بارد و سهم دریا بیش از پیش

ولی سنگ میداند که این بار من نیز شاهدم

تنها ایستاده ام بر فراز این سنگ عظیم

جسمم اگرچه به سختی او نیست, اگرچه نمی توانم گذر زمان را چون او تحمل کنم

اما  منم که بلندتر از او ایستاده ام

پیش رویم صحنه پیکار

ولی گویی تمام اینها در پس هاله ای محو و تاریک است

دریایی آرام است و آسمانی لاجوردی

خورشیدی گرم و زنده و نسیمی که لابه لای موهایم میگردد

قایقی نورانی که گویی بر فراز آب روان است

دخترانی سپید جامه با گیسوانی بافته

در دست هر یک گیاهی سبز و شاداب

مرغان بر فراز سرشان طواف می کنند

از قایق صدای ترانه بپاست

صدای آب و صدای نسیم

ترانه ای که مرا در عمق وجودم یادآور دورانی است که آغاز شدم

و اکنون در پایان راه ترانه مرا می جوید

قایقی برایم مهیاست

سوار بر قایق, چشم بر آسمان, آب مرا با خود میبرد

اینک من نیز خواننده ترانه ازلیم

...

چشم میگشایم

همچنان ایستاده بر صخره و نظاره گر افق

باد از خروش ایستاده, خورشیدی گرم

دریا آرام و آسمان لاجوردی

قایقی نورانی از دور دست به این سو می آید با مرغانی که به دورش می گردند

 

 

نوشته شده توسط مدیر باشگاه در 9:51 |  لینک ثابت   •